تبلیغات
پروانه ی مهاجر - یادداشت های روزانه
پروانه ی مهاجر
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
امروز 30 شهریور است
باز هم با دوچرخه آمدم چراغ که قرمز شد قبل از خط عابر ایستادم
بعد از من چند تا ماشین دیگه آمدند همه رفتند روی خط عابر و کمی هم جلوتر ایستادند!!!
------------------------
بالاخره کوتاه ترین و امن ترین راه با به دانشکده پیدا کردم

یکربع راه است با دوچرخه

فقط باید برای عبور از پل عابر باید زین به پشت شوم

دوچرخه را بغل کنم ببرم بالا
دیروز دو تا از مراجعه کننده ها حسابی گریه کردند
یکی از دانشجوها از دست خانواده اش شاکی بود
پدر 65 ساله اش با مادرش دعوا دارند....
....
دیگری دانشجوی دکترای گروه که با روپوش سفید و دست و روی گلی آمد
از مزرعه برگشته بود و از زمین و زمان شاکی
از اینکه پرورش حشراتش موفق نبوده
مزرعه آزمایشی اش کنه زده و گلخانه ای که خراب شده
....
چهارشنبه است 25 شهریور
دیروز استخر رفتیم برگشتنی حیاط نماز خواندم و همانجا روی سجاده دراز کشیدم
نمیدانم چرا هر وقت اینجا دراز می کشم یاد مرگ می فتم
و شروع می کنم در دلم به وصیت نوشتن
صبح پسرها را زا کلی ناز و نوازش بزحمت برای نماز بیدار کردم
بعد با بصیر رفتیم پارک دوچرخه سواری کردیم و بامزه تر از آن
پینگ پنگ بازی کردیم بصیر تازه داره یاد می گیره برای همین خودم باهاش بازی می کنم
هیچ قانونی هم نداریم توپ را هر جوری برگردانی قبوله
با دست و سر و بیرون از میز و ...
خیلی بامزه شد کلی خندیدیم بیشتر والیبال بود تا پینگ پنگ
----------------------
امروز 28 شهریور است روز اول ترم پاییز البته بعید است بچه ها هفته اول را بیایند
ولی من میایم و مطلبم را آماده می کنم برای کلاس
با دوچرخه آمده ام هنوز عرقم خشک نشده دارم اینها را می نویسم
ایمیل هایم را می بینم و شروع به کار می کنم





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی